4/11/2009

وضعیت شیر و توزیع آن را سامان بخشید

سرانه مصرف شیر در آباده چه مقدار است؟ آیا هر آنچه تقاضای شیر مردم است بدست مردم می رسد؟ آیا گاوداران از وضعیت فروش شیرشان راضیند ؟ یارانه های پرداختی شیر درکجا مصرف می شود ؟ و بدست چه کسی می رسد ؟ مقدار یارانه پرداختی شیر در آباده یا شمال فارس چه مقدار است؟ یارانه به تولید کننده تعلق می گیرد یا توزیع کننده و تولید کننده دست دوم؟ قیمت شیر در شهرستان آباده بر چه پایه ای تعیین می شود؟ چند درصد شیر تولیدی شهرستان در خود آباده مصرف می شود؟ ووو...هزاران سوال دیگر؟؟؟ اینها سوالاتی است که ذهن من وب نگار را پر کرده است و هیچ جوابی برایش نمی یابم هر گاه برای تهیه شیر به بقالی سر کوچه امان می روم با واژه ندارم . تمام شده . شرمنده . روبرو می شوم تازه یه بقالی اونطرف تر هم رفتم یه لیست 40نفره از مشتری ها تهیه کرده بود و به هر کدومشون هر دو روز یه شیر می داد اونم به مشتری های خودش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون یکی مغازه هم اصلا شیر نداشت وقتی پرسیدم چرا با وجود بودن مشتری شیر ندارید ؟؟می گوید فلانی گفته باید ماست ما را هم ببری تا بهتون سهمیه شیر بدهیم!!!! واقعا مسخره است درست مث این می ماند وقتی از مغازه دار ماست بخواهیم بگوید باید ترشی هم بخری تا ماست هم به تو بدهیم !!!!! اینها همه ضعف مدیریت شهر است وبه رخ کشیدن قدرت و زور سرمایه دار بذارین یه قصه هم بگم براتون :: یه روزی به روزگاری سروکارم افتاد به اداره زحمت کش بازرگانی آباده همون اداره ای که جنب اداره ارشاده توی خیابون نمدونم چی چی !!بگذریم یهو دیدم یه آدمی با یه جعبه شیر پاکتی پاستوریزه وارد شد و یه راست رفت توی آبدارخانه داشتم شاخ در می اوردم نکنه ظهری نون شیر دعوت داشتن !!ما خودمون نون تیلیته نوشابه خورده بودیم اما نون تیلیته شیر نخورده بودیم از کارمند مربوطه قضیه رو پرس و جو کردم ایشون فرمودن هر روز 40عدد ناقابل شیر میارن توی اداره و بین 16 تا 17 تا کارمند توزیع میشه اونم با قیمت 230و خرده ای تومن آخ بیچاره مغازه دار!!!!!!!!وای بیچاره مشتری!!!!!بمیرم برا گاودار بیچاره!!!!!!!!! امیدوارم اونقده این آ؛قایون تولید کننده (شیر تو پاکت کننده)اونقده شهامت داشته باشن(که میدونم ندارن)با قلدری بگن ازمون ماست بردارین تا شیر براتون بیاریم!!!!!!!! بگذریم غرض از این قصه این بود که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی اداره ای که وظیفه نظارتی داره اینجوری براش شیر میبرن و به دستش میرسونن آیا دیگه میتونه کار نظارتی رو درست و خداپسندانه انجام بده آقای محمدی ریاست اداره بازرگانی شما همان فردی بودید که در برابر گزارش خبرنگاران شهر که از گرانی حرف میزدند و در قیاس با شهر های همجوار از گرانی این شهر داد سخن می دادند موضع گیری کردید و به گزارش کارمندان و بازرسانتان استناد کردید اینبار در برابر آوردن روزانه 40 شیر به اداره اتان چه خواهید گفت ؟؟؟؟؟؟؟؟حتما این حقتان است که شیر را درب اداره تحویلتان دهند و نان و دیگر مایحتاجتان را فردا روز همینگونه خواهید کرد آقای محمدی شما که هر روز بیش از یک شیر تحویل می گیرید در برابر کسانی که هر دو روز و سه روز شیر می گیرند چه پاسخی دارید ؟؟؟؟؟؟؟ آقای محمدی به وجدانتان رجوع کرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و آقای فرماندار این اتفاقات در حوزه تحت اختیار شما رخ می دهد و این تنها اداره بازرگانی نیست بلکه هر اداره ای در راستای کاری خود شاید اینگونه باشد این قبول که شما هم بازرسانتان که اغلب جوانان پاک هستند به ادارات گسیل می کنید و بعضا هم نتیجه می گیرید اما اینها را علنا اعلام کنید تا مردم بی خبر نمانند و بی اعتماد نشوند در پایان حرفی برای گفتن ندارم و امیدوارم پاسخی قانع کننده دریاف دارم

4/07/2009

دارنده چهارمین مدال طلای جهانی مهندسی کیفیت به

دارنده چهارمین مدال طلای جهانی مهندسی کیفیت به ادریس آباد آباده زادگاه خود افتخار می کند همانطور که با رویه بچه ناف آباده آشنا هستید می دانید اهل کار قشنگ و زیبا ارائه دادن نیستم اهل مونوگرافی و بیوگرافی نوشتن هم نیستم کاری که بیشتر دوست بزرگوارم آرمان چوبینه ارائه می دهد و تا کنون ده ها نفر از همشهریان اندیشمند و دانشمندمان را در دنیای مجازی معرفی کرده است کاری که با دشواریهایش کاملا آشنا هستم و می دانم پیدا کردن و حتی راضی کردن افراد برای مصاحبه و معرفی خود بسی دشوار است که خوشبختانه آرمان به خوبی از پس این کار برآمده و امیدوارم همچنان به فعالیتش ادامه دهد تا خلاء های موجود احساس نشود غرض از نگارش این سطور نوشته ای بود که چندی قبل در روزنامه ایران به آن برخوردم و آن مصاحبه با خانم مهشید یزدان پناه بود گفتم به بیوگرافی نوشتن نه اینکه علاقه نداشته باشم فرصت و حوصله آن را کمتر دارم چرا که مشکلات فراروی زندگیم کمتر مجال پرداختن به این موضوعات را به من می دهد این عزیز ارزشمند در معرفی خود فرموده بودند ((مهشيد يزدان پناه در سال ۱۳۳۴ در روستاى ادريس آبادِ آباده فارس متولد شده)) و جالب ترین نکته از نظر من همین افتخار به روستای زادگاهش و شهر محل تولدش بود و این نشان دهنده این نکته بود که خانم یزدان پناه هنوز هم با اینکه سالها از روستای محل تولدش دور بوده آن را دوست می دارد و به آن افتخار می کند نکته های ریزی است که باید گفت و به آن پرداخت حتی شنیده بودم یکی از بزرگان این روستا در یکی از ایالت های آمریکا مزرعه ای دارد که نامش را ادریس آباد گذاشته بچه ناف آباده فرد کوچکی است و کوچکتر از آن است که از این همه حس زادگاه دوستی بزرگانی نظیر یزدان پناه و یزدان پناههای آباده ای ساکن در شهر های دیگر ایران وحتی مقیم خارج از ایران قدر دانی کند اما همین را به امثال آنها خواهم گفت به شماها افتخار می کنیم و به این حس زیبایتان احترام می گذاریم و به این حالتان غبطه می خوریم آفرین و دو صد آفرین بر شما آباده ای های راستین ایران و جهان آباده کوچک را به نام بزرگ و والای شما ها می شناسد و تا شما و بزرگان و اندیشمندان و دانشمندان اصیل آباده ای هستید آباده هم هست در پایان هم از دوستان و بلاگر های خوب و بزرگم چوبینه و خلیلی ها و دیگرانی که حتی نامشان را نمی دانم و همچنان فعالند می خواهم که در دنیای مجازی بمانند و بنگارند و دانشمندانمان را حداقل به مردم شهرمان معرفی کنند

3/22/2009

اسعدالله ایامکم

بسم رب الشهدا و الصدیقین اللهم عجل لولیک الفرج یه شهید یه پرچم عشق...توی شهر ما غریبه......نه فقط نام ونشونیش...خاکشم خیلی غریبه خونه هامون رنگارنگه...عشقمون لباس و رنگه.....تنها چیزی که غریبه ...یاد بچه های جنگه سلام. منم به عنوان یه عضو کوچک کانون یاسین از همه ی بچه های کانون که واقعا هر کسی به اندازه توانش کمک کرد تا این مراسم برگزار بشه تقدیر و تشکر میکنم. الحمدلله بیشتر از حد انتظار مردم استقبال کردن و به نظر من صرف نظر از برخی ناهماهنگی های جزئی در کل مراسم عالی برگزار شد. ولی بچه ها یه نکته ای که نمی شه ازش بی تفاوت رد شد اینه که نمیدونم کدوم یک از اعضا بعد از تحویل سال سر قبور مطهر شهدای گمنام شهرمون رفتن ولی اونایی که رفتن میدونن چی میخوام بگم....!!!! به قول آباده ای ها "اصلا مردمونه مهمون نوازی نیستیم" واقعا" شهدای گمنام تو شهر ما غریبن. من از مسافر هایی که می اومدن و لحظه تحویل سال رو کنار شهدایی که نه مراسمی نه ... میگذروندن خجالت کشیدم. اصلا انگار نه انگار اینا برا کی رفتن؟؟؟؟؟!!!!!!! اصلا مثل اینکه یادمون رفته اگه اونا نمی رفتن شاید ما عید نداشتیم؟؟؟!!! به هر حال امسال دیگه گذشت اگه شما هم مثل من فکر میکنید اون طور که باید نتونستیم در قبال شهدای گمنام شهرمون حق مطلب رو ادا کنیم نظر بدید که برا سال آینده البته اگه زنده بودیم چه کار کنیم......؟؟؟ من الله توفیق حامد احمدی :وبلاگ کانون فرهنگی مذهبی یاسین آباده

3/10/2009

ضلع سوم اصلاح طلبان هم شکل گرفت

بالاخره میرحسین موسوی آخرین نخست وزیر ایران هم با پذیرش کاندیداتوری اصولگرایان را بیشتر به اضطراب انداخت انگار اصلاح طلبان هم بیشتر از قبل دچار اضطراب شدند اصولگرایان محبوب تر از رییس جمهور فعلی کسی را ندارند و اصلاح طلبان برخلاف آنان تاکنون سه مهره قدرتمند رو کرده اند البته این یک تاکتیک است و باز هم باید منتظر ادامه این بازی بود خاتمی گفته اگر موسوی بیاید تکلیف از من ساقط است و کروبی همچنان قرص و محکم ایستاده البته در اینجا یعنی شهر ما آباده مردم می گویند رییس جمهور را مردم تهران انتخاب می کنند و باید منتظر بمانیم و نظر مردم پایتخت را بشنویم البته اگر دندان روی جگر بذارین و تا یه ماهه دیگه تحمل کنین خودم نظرشونو بهتون میگم میپرسین چطوری ؟؟؟؟ شهر ما آباده دروازه ورود استان فارس و جنوب ایران است بلاشک ادعای کلید بودن و کلید داری نداریم اما مسافرین زیادی که ملیونی هستند از اینجا می گذرند و می توان نظرشان را جویا شد و به نتیجه قطعی و مطمئنی رسید و این کار شدنی است تا کنون خاتمی و احمدی نژاد محبوب ترین ها بوده اند اما باز هم معادلات به هم خواهد خورد در آباده و در دایره وسیع تری شمال استان فارس (آباده بوانات و خرمبید )رای اصلاح طلبان صرف بین 3تا4هزار رای است و این تفکر بیش از این هواداری نداشته و نخواهد داشت و اگر رویکرد خاصی و اقبالی هم از سوی مردم بوده این از محبوبیت فرد بوده و بس واما مردمی که اقبالی به اصولگرایان دارند و این تفکر را میشناسند و به آن ایمان و اعتقاد دارند و همیشه به آن رای می دهتد چیزی بیش از 8هزار رای است که البته همیشه و در همه حال هستند با یه حساب سرانگشتی میتوان دریافت که در شمال فارس هر دو تفکر در اقلیت هستند و اینجا جریانی رای اکثریت مردم را دارد که چهره شناخته شده تر محبوب تر مردمی تر و به کاملترین سخن خدمتگذارترین فرد را معرفی کند

3/05/2009

سخنی با برخی دوستان و همشهریان شهردار و شورای شهر شهرمان

باسلام خدمت همشهریان عزیز طی یک ماه اخیر برخی از عزیزان گلایه کردند که چرا بلاگرها در مورد اتفاقات و درگیری بین شورای شهر و شهردار چیزی درج نکردند و حتی مطلب و نقدی ننوشتند البته بجز یک بلاگر که اشاره کوتاهی کرده بود بقیه مهر سکوت بر بلاگهایشان زدند بنده حقیر سراپا تقصیر هم از این وضعیت بوجود آمده ناراحت شدم و تفرقه و خصومت پیش آمده را خوش یمن نمیدانم چرا که آن مجموعه برای عمران و آبادانی شهر از مردم رای اعتماد گرفته اند و مستقیم و غیر مستقیم منتخب مردم شهرمان هستند اینجانب معتقدم که دستگاههای اطلاع رسان و خود افراد باید به مردم گزارش دهند اگر مدرکی دال بر تخلف موجود است به مردم ارائه دهند و مردم شهر را روشن کنند این جفای به مردم است که بی خبر بمانند واسیر شایعات شوند باید راست و حسینی و با صداقت کامل با مردم حرف زد همچنین عشقی نامه آپاتیه نباید تریبون گروه دسته و افراد خاصی باشدو هر وقت خواستند منتشر کنند و هر گاه به ضررشان بود متوقفش کنند باید در این قبیل موارد به مسئولیت خطیر خویش عمل نماید اما متاسفانه مردم شهر در این جا در رده آخر قرار دارند و همین عدم اطلاع رسانی صحیح و اصولی باعث بی اعتمادی مردم خواهد شد اگر قرار بود آپاتیه اینگونه خاموش باشد و منتشر نشود پس چه دلیلی داشت امتیازش را گرفتند می گذاشتند آپاتیه همچنان در خواب باشد و نفسی به راحتی بکشد ما آپاتیه را برای این مواقع میخواهیم نه موقع انتخابات و برای خودنمایی آقایان من وارد این مباحث و پیگیر این نشدم تا خدایی نکرده اختلافات بیشتر نشود و خود طرفهای مربوطه بیایند و از کارنامه خود دفاع کنند و پاکی خود را ثابت کنند والا ما هم می توانستیم به طرح مباحثی بپردازیم که از طریق میل و کامنت و مسنجر به ما میرسد گاهی این مباحث را هم می توان از دهان خود مردم کوچه و بازار شنید و چون مرجع رسمی اعلام کننده ای نیست میتوان به آنها اعتماد هم کرد بهر حال امیدواریم اعضای شورای شهر محترم و شهردار عزیزمان آنقدر شهامت داشته باشند که حرفهایشان را با مردم در میان بگذارند تا مردم خود قضاوت کنند و مطمئن باشند همین گزارش به مردم خود نشانه پاکی صداقت و خدمتگذاریست در پایان هم از دوستان و مراجعین به وبلاگ و چتر های عزیز و همشهریانم می خواهم که کمی صبر و تحمل کنند تا ببینیم شما و مردم خوب و شریف شهرمان آنقدر در نظرشان بزرگ و فهیم هستیم که جریانات پیش آمده را بازگو کنند یا مردم و ما را قابل نمی دانند که البته بعید می دانم اینگونه باشد چرا که به پاکی و شایستگی و خدمتگذاری به آنهاآنقدر ایمان و اعتقاد داریم که پاسخگویمان باشند من الله التوفیق والتکلان

2/20/2009

توي مراسم اختتاميه اعلام کردن که دفتر شهر هاي الکترونيک(اله سیت) ايران بياد تو. آباده

این جمله یکی از فعالین در عرصه دنیای مجازی شهرمان بود و این جمله در جلسه اختتامیه جشنواره رسانه های دیجیتال در تهران اعلام شده بود اما این امر محقق نشد بنا به گفته این فعال اینترنتی علت آن هم عدم توجه و استقبال مسؤلین شهرستان بوده البته بنده بعنوان یک بلاگر اطلاعات زیادی در این زمینه ندارم و فقط درد دلهارو به نگارش در میارم اگه هم جایی حرف غیر تخصصی میزنم اینو به حساب بیسوادی من بذارین ایشون میفرمودن(( اگه بگم يه آباده اي ازم استقبال کرده دروغ گفتم))و ظاهرا بخاطر این عدم استقبال و شایدم بی توجهی و بی تفاوتی ((دفترش انتقال پيدا کرد به نجف آباد اصفهان)) البته قبلا دراین مورد یکی از بچه ها عنوان می کرد مسولین امر همتی کردن که این شهر الکترونیک (اله سیت) ایجاد بشه حتی نمونه اون رو هم نشون دادن لینکش یادم نیست اما بیاد دارم شهر الکترونیک(اله سیت) سده لنجان اصفهان بود هزینه اون رو هم بنا به نقل قولهای متفاوتی شنیدم 200ملیون تومان 30 ملیون تومان و جایی هم عنوان شده بود از 40هزار تومان تا 600ملیون تومان و جالب تر اینکه ایشون ادعا کردن ((اولين پروژه تمام الکترونيک ايران که ميشد يه چيزي در حد شهر الکترونيک مالزي قرار بود براي اولين بار در ايران توي آّاده(آباده) اجراش کنن)) خوب این خیلی در نوع خودش جالبه اما این سوال پیش میاد که چرا آباده رو برای این مورد انتخاب کردن چه ویژگی خاصی توی این انتخاب موثر بوده ؟؟؟و چرا شهردار شهرمون و دست اندر کاران در این باره کم لطفی کردن میشد اطلاع رسانی کرد ویژگیهای این شهر رو گفت مسولین امر رو در مورد بصرفه بودن اون متقاعد کرد و خیلی کارهای دیگه لینک زیر مربوط به شهر الکترونیک کرمانه http://www.e-kerman.ir ایشون یه صحبت جالب دیگه هم داشتن ((شرکت هاي مختلف چون مرتبه اول بود تقريبا 90 درصد هزينشو براي اسپانسري ميدادن))با یه حساب سر انگشتی میشه نتیجه گرفت ما اگه هزینه اجرای این طرح رو حداکثر یعنی 600ملیون تومن در نظر بگیریم چیزی حدود 60ملیون تومنش رو باید از منابع ٌشهرداری و بقیه یعنی حدود 540 ملیون تومان رو شرکتهای اسپانسر تقبل می کردن البته ما کاری به بحث هزینه نداریم که میشه با یه تیم کارشناسی قدرتمند اگه به صرفه باشه اونو از منابع تا مین کرد بحث اصلی اینه که توی شهر ما این پتانسیل وجود داره که این کار به این بزرگی رو بشه با نیروی متخصص و متعهد بومی اداره کرد یا نه؟؟؟ و مزایای چنین طر پر هزینه ای چیه؟؟؟آیا مردم با این سرعت های اینترنت فعلی قادر به استفاده ازمزایای این طرح هستند یا نه ؟؟؟بنا به قول این دوست دلسوزمون اگه اینترنت سرعت 2گیگ داشته باشیم میشه شهرهای الکترونیک مالزی رو یه دیدی زد در حالی که ما اینجا سرعت اینترنتمون ظاهرا 50مگابایته وباطنا زیر 30مگابایته !!!!!!!!!!! ایشون وقتی با این سوال من مواجه شدن که برای این کار اطلاع رسانی کردید و به مسولین مراجعه کردین یا نه؟؟؟و جوابشون چی بود ؟؟؟عنوان کردن که((به شهردار مراجعه کردم گفتن من وقت ندارم با آقاي ???هماهنگ کنيد جلسه بگيرين و آقاي ???خلاصه جلسه را به من ميده))(( به همين امام حسين قسم اگه شما با آقاي ???جلسه گزاشتين ما هم گزاشتيم)) واقعا در مورد مسئله به این مهمی شهردار فرمودن وقت ندارم!!!!!واقعا اگه اینجوری باشه بچه ناف خوش خیال رو باش که میخواست بره سراغ شهردار شهر عشق و باهاش در مورد بلاگر و بلاگهای شهر و ضرورت وجودی آنها باهاشون صحبت کنه بذارین یه موضوع یادم اومد اینجا مطرح کنم شهرداری آباده یه سایت طراحی کرده و میگن یکی دونفر رو هم مختص این کار گذاشته و با هزینه 3ملیون تومن داره اونو اداره می کنه و قرار بر این بوده که فعالیتهای شهرداری روی اون گذاشته بشه هیچگاه مخالف نبوده و نیستیم همیشه هم آرزوم بوده وقتی کلمه آباده توی موتورهای جستجو سرچ میشه ده تا نتیجه اولش سایتهای آباده ای باشن که از توی آباده مدیریت میشن این آرزو دست یافتنی است حتی صفحات و جستجوهای بعدی هم میتونه اینجوری باشه اماباید توجه داشت نباید هزینه ای روکرد کاری رو انجام داد اما استفاده ای ازش نکرد سایتی که راه اندازی میشه باید بقدر خودش و در شان خودش بازدید کننده داشته باشه نه اینکه جوری باشه که سال تا سال پشه هم توش پر نزنه که اگه اینجوری باشه اتلاف وقت و سرمایه هست که امیدواریم سایت مربوطه اینگونه نباشه در مورد شخص آقای ???هم باید بگم بهر حال یه فعا له در زمینه ارائه سرویس و اگه وابسته به شهرداری و از هزینه های اون استفاده می کنه حتما باید نظارتی روی کارشون باشه و سود و زیان حاصل کارشون هم شفاف ارائه بشه و اینکه توی این زمینه ها به شهردار نظر مشورتی بده منعی و مشکلی نداره اما اینکه بخوان توی کارهای اجرایی دخالت کنند و پروژه های گوناگون رو خود و یا دوستانشون اجرا کنند جای بحث داره البته ایشون آدم قابل احترامی هستن اما بهر حال حرف هایی در موردشون هست ...که باید حرفهای ایشون رو هم شنید و یک طرفه به قاضی نرفت از موضوع دور شدیم ظاهرا طبق قانون مجلس مسولیتش با شهرداران است ما هم بعنوان یه شهروند از شهردار شهری که ادعای فرهنگی بودنش رو داریم شهری که مهد علم و فرهنگ استان فارس بوده شهری که علما و دانشمندانش شهره عالمند انتظار داریم در این عرصه هم پیشگام سایرین باشیم نه اینکه از قافله علم و تکنولوژی از سایرین عقب بمانیم این شهر الکترونیک مزیتهایی داره ((شما ميتونستي از طريق دوربين هاي مدار بسته با اينترنت توي شهر آباده را به راحتي ببيني)) ((شما ميتونستي با بلوتوث گوشي خودت همه سوالاتتو در مورد ادارات دولتي مراکز شهري))(( حتي تبليغات شهري را دريافت کني اون طوري ديگه توي شهر چسباندن کاغذ به در و ديوار و .. هم نداشتتيم))و احتمالا مزایای فراوان دیگری که از حوصله این بحث خارج است مزایایی که میتواند خیلی از کاستی ها را پوشش دهد و از نارضایتی مردم از ادارات صفهای طویل و بی حو.صلگی و بد اخلاقی کارمندان و ترافیک آزار دهنده شهر بکاهد همچنین میتوان تبلیغات شهری را به داخل منازل برد و از هزینه ها کاست و از خراب شدن و بد شکل و نما شدن در و پیکر شهر جلوگیری کرد در پایان باید بحضورتان برسانم تمام اینها نظرات شخصی خود و دوستان بود و اگر قرار باشد چنین شهر الکترونیکی (اله سیت)باید تمامی جوانب کار سنجیده وتوسط تیمهای متبحر و کارشناسی مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار بگیرد

2/19/2009

انتخابات

انتخابات خاتمی بله را داد خوب مبارکا باشه بالاخره جناح موسوم به چپ حالا می شود گفت صد در صد توان خود را رو کرده اند ما کاری به جناح و جناح بندیها نداریم فقط خوشحالیم که اعلام کنیم ما هم با تمام توان در این انتخابات شرکت خواهیم کرد و در حد توان خود سعی خواهیم کرد بر شور و نشاط آن نیز بیفزاییم ولی آیا خاتمی به امید آرای دوم خرداد 76 آمده ؟؟؟؟؟یا به اعتبار محبوبیتش ؟؟؟؟؟؟آیا جوانهای خرداد 76باز هم تفکرات آن زمان را دارند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من الان فکر میکنم به خاتمی نباید رای بدهم!!!!تعجب نکنید بارها علتش را حتی به مبلغین و هواداران نزدیکش گفته ام ,خاتمی انسانی دوست داشتنی و محبوب است هنوز هم خاتمی را به تنهایی دوست دارم اما نزدیکانش و هواداران دو آتشه اش را زیاد دوست ندارم علی الخصوص مجلس معروف آنها را البته بگویم آنها را به عنوان هموطن ,ایرانی,مسلمان ,دوست دارم و خدایی نکرده خصومتی با آنها ندارم اما این طرز تفکرشان را نمیپسندم و اگر قرار باشد خاتمی با این یاران بیاید من به خاتمی رای نخواهم داد همه ما آزمون استخدامی ادواری را بیاد داریم آزمونی که با خود دلهره آورد آزمونی که حداقل من را تحقیر کرد آزمونی که حداقل مرا از حق شرکت در چندین و چند آزمون محروم کرد آزمونی که حداقل مرا دو سال عقب نگه داشت سوالش ؟آیا دوست دارید راننده تراکتور شوید الف)بلی ب)خیر و باز هم در آزمونهای دیگر به کرات تکرار می شد با این آزمون شاید خواستند عدالت را برقرار کنند آنهم عدالت استخدامی اما همان دوران فرمانداری به شهر ما آمده بود متولد 52 بقول دوستان امثال اینها هنوز دنبال کار از این شهر به آن شهر ؟؟؟دو میزنند آنوقت مسولیت به این سنگینی ؟؟؟؟؟بگذریم آری خاتمی عزیز بیا خوشحالیم از آمدنت چرا که نشاطی دو صد چندان به فضای انتخاباتی خواهی بخشید اما باید خانه تکانی کنی باید اطرافت را مراقبت بیشتری نمایی و در عمل نیز اثبات نمایی بله حق با شماست خیلی پر رو هستم که اینگونه با سید بزرزگوار طلبکارانه حرف میزنم اما گله و شکوه و شکایت است میدانم که حرفم و صدایم به او نمیرسد میدانم که پاسخی برای گلایه ام نخواهم یافت اما باز هم نوشتن و درد دل کردن را انجام می دهم به امید خدا در پایان هم عذر می خواهم که وقتتان را گرفتم و عذر می خواهم از کسانی که طرف صحبتهایم بودند