«خاضعانه به پیشگاه پروردگار ..»
2 چند ماه قبل
بچه ناف سابق آباده که اینجا دوست داره تو خلوت خودش باشه بدون اینکه اذیتش کنن زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم
سرانه مصرف شیر در آباده چه مقدار است؟
آیا هر آنچه تقاضای شیر مردم است بدست مردم می رسد؟
آیا گاوداران از وضعیت فروش شیرشان راضیند ؟
یارانه های پرداختی شیر درکجا مصرف می شود ؟ و بدست چه کسی می رسد ؟
مقدار یارانه پرداختی شیر در آباده یا شمال فارس چه مقدار است؟
یارانه به تولید کننده تعلق می گیرد یا توزیع کننده و تولید کننده دست دوم؟
قیمت شیر در شهرستان آباده بر چه پایه ای تعیین می شود؟
چند درصد شیر تولیدی شهرستان در خود آباده مصرف می شود؟
ووو...هزاران سوال دیگر؟؟؟
اینها سوالاتی است که ذهن من وب نگار را پر کرده است و هیچ جوابی برایش نمی یابم هر گاه برای تهیه شیر به بقالی سر کوچه امان می روم با واژه ندارم . تمام شده . شرمنده . روبرو می شوم
تازه یه بقالی اونطرف تر هم رفتم یه لیست 40نفره از مشتری ها تهیه کرده بود و به هر کدومشون هر دو روز یه شیر می داد اونم به مشتری های خودش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون یکی مغازه هم اصلا شیر نداشت وقتی پرسیدم چرا با وجود بودن مشتری شیر ندارید ؟؟می گوید فلانی گفته باید ماست ما را هم ببری تا بهتون سهمیه شیر بدهیم!!!!
واقعا مسخره است درست مث این می ماند وقتی از مغازه دار ماست بخواهیم بگوید باید ترشی هم بخری تا ماست هم به تو بدهیم !!!!!
اینها همه ضعف مدیریت شهر است وبه رخ کشیدن قدرت و زور سرمایه دار
بذارین یه قصه هم بگم براتون ::
یه روزی به روزگاری سروکارم افتاد به اداره زحمت کش بازرگانی آباده همون اداره ای که جنب اداره ارشاده توی خیابون نمدونم چی چی !!بگذریم
یهو دیدم یه آدمی با یه جعبه شیر پاکتی پاستوریزه وارد شد و یه راست رفت توی آبدارخانه
داشتم شاخ در می اوردم نکنه ظهری نون شیر دعوت داشتن !!ما خودمون نون تیلیته نوشابه خورده بودیم اما نون تیلیته شیر نخورده بودیم
از کارمند مربوطه قضیه رو پرس و جو کردم ایشون فرمودن هر روز 40عدد ناقابل شیر میارن توی اداره و بین 16 تا 17 تا کارمند توزیع میشه اونم با قیمت 230و خرده ای تومن
آخ بیچاره مغازه دار!!!!!!!!وای بیچاره مشتری!!!!!بمیرم برا گاودار بیچاره!!!!!!!!!
امیدوارم اونقده این آ؛قایون تولید کننده (شیر تو پاکت کننده)اونقده شهامت داشته باشن(که میدونم ندارن)با قلدری بگن ازمون ماست بردارین تا شیر براتون بیاریم!!!!!!!!
بگذریم غرض از این قصه این بود که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی اداره ای که وظیفه نظارتی داره اینجوری براش شیر میبرن و به دستش میرسونن آیا دیگه میتونه کار نظارتی رو درست و خداپسندانه انجام بده
آقای محمدی ریاست اداره بازرگانی شما همان فردی بودید که در برابر گزارش خبرنگاران شهر که از گرانی حرف میزدند و در قیاس با شهر های همجوار از گرانی این شهر داد سخن می دادند موضع گیری کردید و به گزارش کارمندان و بازرسانتان استناد کردید
اینبار در برابر آوردن روزانه 40 شیر به اداره اتان چه خواهید گفت ؟؟؟؟؟؟؟؟حتما این حقتان است که شیر را درب اداره تحویلتان دهند و نان و دیگر مایحتاجتان را فردا روز
همینگونه خواهید کرد
آقای محمدی شما که هر روز بیش از یک شیر تحویل می گیرید در برابر کسانی که هر دو روز و سه روز شیر می گیرند چه پاسخی دارید ؟؟؟؟؟؟؟
آقای محمدی به وجدانتان رجوع کرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و آقای فرماندار این اتفاقات در حوزه تحت اختیار شما رخ می دهد و این تنها اداره بازرگانی نیست بلکه هر اداره ای در راستای کاری خود شاید اینگونه باشد این قبول که شما هم بازرسانتان که اغلب جوانان پاک هستند به ادارات گسیل می کنید و بعضا هم نتیجه می گیرید
اما اینها را علنا اعلام کنید تا مردم بی خبر نمانند و بی اعتماد نشوند
در پایان حرفی برای گفتن ندارم و امیدوارم پاسخی قانع کننده دریاف دارم
دارنده چهارمین مدال طلای جهانی مهندسی کیفیت به
ادریس آباد آباده زادگاه خود افتخار می کند
همانطور که با رویه بچه ناف آباده آشنا هستید می دانید اهل کار قشنگ و زیبا ارائه دادن نیستم اهل مونوگرافی و بیوگرافی نوشتن هم نیستم کاری که بیشتر دوست بزرگوارم آرمان چوبینه ارائه می دهد و تا کنون ده ها نفر از همشهریان اندیشمند و دانشمندمان را در دنیای مجازی معرفی کرده است
کاری که با دشواریهایش کاملا آشنا هستم و می دانم پیدا کردن و حتی راضی کردن افراد برای مصاحبه و معرفی خود بسی دشوار است که خوشبختانه آرمان به خوبی از پس این کار برآمده و امیدوارم همچنان به فعالیتش ادامه دهد تا خلاء های موجود احساس نشود
غرض از نگارش این سطور نوشته ای بود که چندی قبل در روزنامه ایران به آن برخوردم و آن مصاحبه با خانم مهشید یزدان پناه بود گفتم به بیوگرافی نوشتن نه اینکه علاقه نداشته باشم فرصت و حوصله آن را کمتر دارم چرا که مشکلات فراروی زندگیم کمتر مجال پرداختن به این موضوعات را به من می دهد
این عزیز ارزشمند در معرفی خود فرموده بودند ((مهشيد يزدان پناه در سال ۱۳۳۴ در روستاى ادريس آبادِ آباده فارس متولد شده))
و جالب ترین نکته از نظر من همین افتخار به روستای زادگاهش و شهر محل تولدش بود و این نشان دهنده این نکته بود که خانم یزدان پناه هنوز هم با اینکه سالها از روستای محل تولدش دور بوده آن را دوست می دارد و به آن افتخار می کند
نکته های ریزی است که باید گفت و به آن پرداخت حتی شنیده بودم یکی از بزرگان این روستا در یکی از ایالت های آمریکا مزرعه ای دارد که نامش را ادریس آباد گذاشته
بچه ناف آباده فرد کوچکی است و کوچکتر از آن است که از این همه حس زادگاه دوستی بزرگانی نظیر یزدان پناه و یزدان پناههای آباده ای ساکن در شهر های دیگر ایران وحتی مقیم خارج از ایران قدر دانی کند اما همین را به امثال آنها خواهم گفت به شماها افتخار می کنیم و به این حس زیبایتان احترام می گذاریم و به این حالتان غبطه می خوریم آفرین و دو صد آفرین بر شما آباده ای های راستین ایران و جهان آباده کوچک را به نام بزرگ و والای شما ها می شناسد و تا شما و بزرگان و اندیشمندان و دانشمندان اصیل آباده ای هستید آباده هم هست
در پایان هم از دوستان و بلاگر های خوب و بزرگم چوبینه و خلیلی ها و دیگرانی که حتی نامشان را نمی دانم و همچنان فعالند می خواهم که در دنیای مجازی بمانند و بنگارند و دانشمندانمان را حداقل به مردم شهرمان معرفی کنند